آیین شب یلدا در شال

 ‍آیین شب یلدا در شال

 شب یَلدا یا شب چلّه، بلندترین شبِ سال در نیم‌کره‌ی شمالیِ زمین است که توسط ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام، جشن گرفته می‌شود.

واژه‌ی «یلدا» ریشه‌ی سُریانی دارد و به‌معنای «زایش» و «تولد» است؛ شب ولادت خورشید (مهر/میترا).
واژه‌ی «چلّه» برگرفته از چهل و مخفف «چهله» و صرفاً نشان‌دهنده‌ی گذشتِ یک دوره زمانیِ معین (و نه الزاماً چهل روزه) است.

چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد، متوجه بودند که در بعضی فصول، روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند.

این اعتقاد پدید آمد که نور و تابش خورشید، نماد نیک بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش ‌اند. مردم دوران باستان دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز است و بلافاصله پس از آن، روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند؛ از همین رو آنرا «شب زایش خورشید» نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین‌سان در دوران کهنِ اَوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» که مفهوم «سال» را می‌رساند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن است. تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکیِ اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان، نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی، نابود شده و بگریزند. مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و به افتخار «اورمزد» و «مهر» یا خورشید، خوانی ویژه می‌گستردند.
روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) «خورروز» (روز خورشید) نامیده می‌شد و تعطیل عمومی بود. خورروز در ایران باستان، روزِ برابری انسان‌ها بود.

 در این روز، همگان از جمله پادشاه، لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر.

 در این روز، جنگ و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ ممنوع بود. ایرانیان که درخت «سرو» را مظهر قدرت نور در برابر تاریکی و سرما می‌دانستند، در «خورروز» در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد، یک سروِ دیگر بکارند.

شباهت یلدا با جشن‌های دیگر اقوام
محققان معتقدند که مسیحیت غربی، چارچوب خود را از مذاهب پیشین مانند «میترایسم» گرفته است و برای نمونه، کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های زایش میترا، در قرن چهارم میلادی به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. آیین میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستانیِ ایران‌زمین، میترا، در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان نیز اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویدادِ بلندتر شدنِ روزها را با شرکت در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا (مهر، خورشید) جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا آغاز سال جدید می‌دانستند.

در شال این شب مثل سایر  اقوام ایرانی گرامی داشته می شود .زنان برای این شب تدارک زیادی می بینند  یکی از غذاهایی که برای این شب مهیا می شود ترشَ تَرَه می باشد زنان برای تهیه آن به باغات رفته و تره را تهیه می کنند  کسانی که اقوامی در گیلان دارند سعی می کنند فامیلهای خود ر ا در شال از ماهی سفید و ترب و... بی نسیب نکنند . یادش بخیر کسانی که در شال بواسطه نداشتن گاو و یا گوسفند  ماست نداشتند در این شب توسط همسایگانی که احشام داشتند سعی می کردند سفره همسایه شان از این نعمت بی بهر ه نمانَد .در شال در این شب از هر غذایی مقداری بر ای صبح نگه می دارند

تسلیت درگذشت مرحومه سیده لیلا خانم میرجعفری شال

انا لله و انا الیه راجعون

در کمال تأسف باخبر شدیم سیده

لیلا خانم میرجعفری شال مادرگرامی

آقای سیدمختارطباطبایی دارفانی را وداع

گفت این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم ایشان

تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال

برای ایشان طلب مغفرت کرده و برای

خانواده محترمشان صبرمسئلت

می نماییم ؛روحش شاد

دلم گیریسَ ای خدا

دلم گیریسَ ای خدا

دلم  گیریسَ  ای خدا   

        تاریک اسِ همه جیگا

               روز و شبم پیدا نیه

                     کا کو گُمم کرده ؛ چرا؟                

ویرم بامَه؛ قدیم تَران

       اوختینه روز وشبان

              شب چَرَه وخاصَ گَفان

                     آسیاوردَ بش تا کَسیان

 

هزارنکته از هزار کتاب استاد عبدالحسین کریمی شال - نکته ۶۰۷ - خلخال بر اساس اسناد

هزارنکته از هزار کتاب استاد عبدالحسین کریمی شال - نکته ۶۰۷ - خلخال بر اساس اسناد 

خلخال بر اساس اسناد هزار نکته از هزار کتاب نکته۶۰۷

به نام خدا شهرمان، خلخال در دوره های تاریخی وضعیت متفاوتی داشته. در عصر صفوی ها، به اعتقاد این قلم، چه از حیث سوق الجیشی و چه از حیث موقعیّت اجتماعی و تاریخی ارزش ویژه ای داشت. به این ویژگی ها و خصوصیّت ها، در این نوشته و اگر توفیق نصیب شود و در نوشته های بعدی، دیدگاه مورّخان و خاورشناسان در حدِّ بضاعت اندک اشاره خواهد شد. پرفسور هرتسفلد در کتاب " تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ترجمه علی اصغر حکمت می نویسد: " ......امّا نقشه ی شهر " هرهار( خلخال )۱ که نام آن، شهرِ خلخال کنونی را به یاد می آورد، وضعیّت خاصّی را نشان می دهد. در آن نقشه ی( آشوری ) این شهر در ساحل رودخانه قرار گرفته و با یک حصارِ بسیار مرتفع که در آن چندین دروازه به شکل طاق دیده می شود، که در آن میان، دروازه ی عمده با یک طاقنمایِ تزیینیِ بسیار بزرگ نمایان است. در وسط شهر تلی به نظر می آید، که روی آن ابنیه و خانه ها ساخته شده در میان آن ها، بنای بزرگتری با ستون_ های چهار گوش که برای زینتِ دیوار قرار داشته. " تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستانشناسی، صفحه ۳۷ و۳۸ ۱. هرهار و خارخار: در زبان پهلوی، فارسی، تاتی و تالشی حرف( ه ) به ( خ ) تبدل می شوند، نظیر هسته در تالشی به خسته و هندوانه در تاتی و تالشی به خندانه و خندوانه، وهمشهریان ترک زبان خلخالی، این نام را خال خال تلفّظ می کنند. مارکوارت آلمانی قرن ۱۹ و ۲۰ در کتاب جغرافیایی اش، ایرانشهر می نویسد: " در قرن دوم و سوم میلادی، پادشاه ارمنستان، مقرِّ زمستانی خود را در شهرِ خلخال در " اوتی " قرار داد. در قرن پنجم میلادی، بر عکس، این شهر مقرِّ زمستانیِ پادشاه آلبانی بود. " ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی( جغرافی_ دانِ ارمنی دوره ساسانی ) ترجمه مریم میراحمدی، صفحه ۹۳ در کتاب نامه های شاه طهماسب صفوی که مجموعه اسناد و مکاتبات شاه طهماسب است، مولّف آقای دکتر عبدالحسین نوایی هستند، در بررسی تاریخ عصر آن شاه، در قرن ده هجری می نویسد؛ " پادشاه صفوی( شاه طهماسب ) در اوایل شوّال (۹۵۵ هجری)، در اوچ_ کلیسا منزل گرفت، و اسماعیل میرزا و جمعی از سرداران قزلباش را روانه ی شیروان نمود، و در رسیدن به آب کُر( رودی به موازات ارس در شمال آن رود ) سوندک بیک قورچی باشی را به تاخت۲ شکی روانه گردانید. در آن اثنا خبر خبر آمد، که القاص ( برادر ناراضی طهماسب، که نهایتاً به سلطان سلیمان عثمانی پناهنده شد. ) به عراق آمده است. شاه طهماسب حکومت شروان را به عبدالله خان، خواهر زاده ی خود داد، و از راه خلخال و اردبیل به قزوین آمد. " نامه های شاه طهماسب،صفحه ۱۶۷ تاخت: به سرعت و بدو امّا حدس حقیر احتمالا؛ کاخت باشد،شاید از نواحی شکی بوده. دوستان استاد جغرافی راهنمایی فرمایند. بدرود سیّد عبدالحسین کریمی شال ۱۳۹۹/۸/۲۳ شال

زندگی نامه حضرت حجة الاسلام والمسلمین مرحوم سید ابوالفضل سدیدی  شال

زندگینامه

حضرت حجة الاسلام والمسلمین

مرحوم سید ابوالفضل سدیدی شال

 اسوۀ ادب و اخلاق
 


حضرت حجة الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل سدیدی  "طاب  ثراه"
معظم له در ۲۳ محرم الحرام سال ۱۳۵۶ هجری قمری مطابق با ۱۶ فروردین ماه ۱۳۱۶ هجری شمسی در خانواده ای روحانی، خاندان علم و سیادت دیده به جهان گشود. 
پدر ایشان حضرت حجه الاسلام والمسلمین آقا سید جواد سدیدی "ره" عالم متقی و واعظ شهیری بودند که سراسر عمر با  برکت خویش را در راه نشر و ترویج معارف اهل بیت سلام الله علیهم سپری، و سالیان متمادی در مناطق آذربایجان، زنجان و گیلان به تعلیم، وعظ و ارشاد همت گماردند. مرحوم آقا سید جواد "ره"، ملجأ مردم در رسیدگی به مشکلات و اختلافات و بیت شریفشان، مشهور به محلی برای مراجعه عموم و رفع گرفتاریها و تنگدستیها بود.
مادر بزرگوار ایشان، بانوی فاضله سیده ثریا خانوم زنجانی "رحمه الله علیها" فرزند آقا سید عنایت الله زنجانی و همشیره مرجع فقید مرحوم آیه الله العظمی آقا سید احمد زنجانی "ره" بوده اند. سید عنایت الله بن مهر علی دوسرانی از شاگردان آخوند ملا قربانعلی زنجانی و ازشاهدان عادل محکمه ایشان بود، که وی از نظر تقوی و ملکات نفسانی از افراد بسیار کم نظیر بوده و در حُسن نیت و تقیّد به جهات شرع بسیار ممتاز بوده است.
پرورش در خاندان اصالت و علم، و علاقه به کسب معارف و استمرار طریق اجداد عالم و روحانی موجب شد تا آقا سید ابوالفضل "ره" در آغاز نوجوانی و در سن ۹ سالگی در شهر مقدس قم و در بیت دائی بزرگوارشان آیت الله العظمی سید احمد زنجانی "ره" آغاز به تحصیل علوم دینی نماید. معظم له در بیش از دو دهه حضور مستمر در حوزه مقدسۀ علمیه قم دروس سطح را نزد اساتید بزگواری چون حضرات آقایان آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری، آیت الله سلطانی طباطبایی بروجردی، آیت الله مجاهدی تبریزی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله آقا سید رضا صدر و آیت الله منتظری گذراند و درس خارج فقه و اصول را در محضر اساتید بی بدیل حوزه علمیه قم حضرت آیت الله العظمی بروجردی، حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی و حضرت آیت الله العظمی سید محمد محقق داماد تلمذ نمود. ایشان همچنین علوم عقلی و حکمت را نزد آیت الله علامه طباطبائی، آیت الله آقا یحیی انصاری شیرازی و شهید آیت الله آقا سید مصطفی خمینی فرا گرفت.
معظم له علاوه بر تحصیل در حوزه مقدسه علمیه، در دانشگاه تهران نیز به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۶ شمسی از آن دانشگاه فارغ التحصیل شد. 
ارادت خالصانه به ذوات مقدسۀ اهل بیت "سلام الله علیهم"، زندگی متواضعانه، اخلاق نیکو و علاقه وافر به سلوک با مردم، موجب گردید که سالیان متمادی و در شهر های مختلف در کرسی ارشاد و تعلیم، در فرهنگ و حوزه، به معلمی و خدمت و همراهی با مردم همت گمارد. گره گشائی از مراجعین، پایه گذاری خدمات عام المنفعه و تأسیس و اداره جلسات فکری و مذهبی دغدغه اصلی و فعالیت مهم آن فقید سعید در طول حیات طیبه اش بود. عاشَ سعیداً و مات سعیداً
سرانجام روح ملکوتی اسوۀ ادب و اخلاق، عالم مردم دار و متواضع، حضرت حجه الاسلام والمسلمین آقا سید ابوالفضل سدیدی  "طاب  ثراه"  در ۱۹ رمضان ۱۴۲۲ هجری قمری (آذرماه ۱۳۸۰ شمسی) در جوار اجداد طاهرینش "علیهم السلام" آرام گرفت و حسب وصیت، در ظلّ عنایت حضرت معصومه "س"، شهر مقدس قم و در جوار قبر والد بزرگوار و والدۀ پرهیزکارشان مدفون گردید.

تسلیت درگذشت خانم عاطغه شمشیری شال

انا لله و انا الیه راجعون

با کمال تاثر و تالم باخبر شدیم خانم عاطفه

شمشیری دختر گرامی کربلایی عارف شمشیری  دار فانی را  وداع گفت.

این مصیبت را به خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای مرحومه  علو درجات و برای خانواده های معزی صبر جمیل مسئلت می نماییم

تسلیت درگذشت مرحوم مسلم یعقوبیان

(( انا لله و انا الیه راجعون ))   

نسیم شال درگذشت آقای مسلم یعقوبیان

داماد مرحوم قربانعلی حیدری را تسلیت

عرض نموده و غفران الهی را برای این

عزیز سفر کرده  آرزومند است

روحش شاد

 

سردار جنگل و یاران گمنام شاهرودی اش

سردار جنگل و یاران گمنام شاهرودی اش

میرزا محمد مهدی معصومی انشائی فرزند  ملایعقوب موذن کلوری (موذن زاده کلوری مدفون در جوار امام زاده عبداله کلور) از مشاهیرو آزادیخواهان گیلان، آزادی خواه، دانشمند، منشی مخصوص میرزا کوچک خان، عضو کمیته اتحاد اسلام، مدیر روزنامه جنگل، کمیسر داخله کابینه گیلان(تابستان 1300شمسی)، مقارن با انقلاب مشروطیت و نهضت جنگل بود. او در جوانی یار شفیق و از دوستان نزدیک  میرزا كوچك خان جنگلی  و همچنین با ایشان همدوره و همدرس بود و با آغاز جنبش مشروطه خواهی به مشروطه خواهان پیوست و با همراهی جمعی از طلاب و جوانان انجمن روحانیون را برای دفاع مسلحانه از مشروطیت ایران تشكیل داد و در انقلاب رشت و فتح قزوین و تهران(۱۲۸۶-۱۲۸۵ ه.ش / ۱۳۲۷ ه.ق) حضور فعال داشت.

جنگل ، با ورود ِ « حیدر عمو اوغلی » به « ُکما » و ملاقات با « میرزا کوچک خان » ، آغاز می شود . در هنگامی که نهضت ِ جنگل ، غرق در اختلافات ِ داخلی بود ؛ « حیدر عمواوغلی » به سال ِ 1300 خورشیدی  به محض ِ ورودش به گیلان ، دست به « کار » می شود و برای نجات ِ نهضت ِ جنگل و سروسامان دادن به آن ، به تکاپو می افتد .

« حیدر عمو اوغلی » ، با سیاستی مدّبرانه موفق به آشتی ِ سران ِ نهضت ِ جنگل شد و کمیته ِ جدیدی به وجود آورد و با آگاهی و احاطه به رموز ِ تشکیلاتی و ایدئولوژیکی افزون بر جهت دادن به نهضت ِ جنگل ، اصولی را تنظیم نمود که به مرامنامه ِ نهضت جنگل معروف است که در « کنگره ِ ُکما » ، به تصویب رسید و یکی از مترقی ترین اصول ِ اجتماعی در آن عصر بوده است .

بعد از این توافق با صدور ِ بیانیه ها و منشورها ، مسئولان ِ جمهوری شورایی ِ جنگل را به این شرح اعلام داشتند :1- میرزا کوچک خان ، سرکمیسر و کمیسر ِ مالیه 2- حیدر عمواوغلی ، کمیسر ِ خارجی و ُپست و تلگراف و تلفن 3- خالو قربان ِ ، کمیسر ِ جنگ 4- میرزا محمّد مهدی محمّدی انشایی ، کمیسر ِ داخلی 5- مهدی سرخوش ، کمیسر ِ قضایی و معارف .

  کمیته ِ انقلاب ، متشکله در مردادماه ِ سال ِ 1300 خورشیدی ، وظیفه ِ عمده ِ خود را در آن می دید که نیروهای انقلابی را سازمان دهی کرده ، از گیلان ، پایگاهی برای حمله به تهران و ساقط کردن ِ دولت مرکزی بسازد . برای بهبود ِ وضع ِ مردم ِ گیلان نیز اقداماتی در باب ِ مسایل مربوط به بهداشت و آموزش و پرورش انجام گرفت . همراه با ساختن ِ مدرسه و خانه برای سرپرستی ِ کودکان ، برای مبارزه با بیسوادی ، شوراهای تعلیم و تربیت تشکیل شد .

پس از پایان كار نهضت جنگل(۱۳۰۰)، در سال ۱۳۰۴ ه.ش از طرف اهالی فومن به نمایندگی مجلس مؤسسان اول برگزیده شد كه كار آن تغییر سلطنت ایران از قاجاریه به پهلوی بود. محمدی انشایی پس از درگذشت، درجوار آرامگاه سردار جنگل در سلیمان داراب رشت به خاك سپرده شد.

در کنار مرحوم انشایی آقا سيد عبدالحميد كلوري، سيد جلال چمني و سلطان الواعظین خمسی كه این بزرگواران از سادات جلیل القدر كلور بوده و حدود چهارصد تفنگ چي داشته اند و از ياران بنام وباوفای ميرزا كوچك خان بوده و این سرداران و نام آوران از منطقه شاهرود می باشند .

چاپ شده در کتاب خلخال ایران / هفته نامه های تات و تالش گیلان و قزل اوزن خلخال

 

میرزا مظلوم بود

میرزا مظلوم بود

نوشته شده توسط : مهدی پور

         نیمه ی [ماه]قوس – دو ساعت از ظهر می گذرد مردم از هر طرف به سمت باغ سبزه میدان که در مرکز رشت واقع است در حرکت اند . هیاهوی غریبی بر پا است . مثل آنکه شهر را برچیده و اهالی را به یک طرف آن نقل داده اند .بادِ سردِ سوزناکی از خِلال شاخه های درختان گذشته و در اثر تموج خود صدای محزونی به سمع جمعیت می رساند. تماشاکنندگان همه در حالِ انتظار و روی هم رفته چهره ی آنها کدر و غمگین به نظر می رسد.
ابرهای سیاه کم کم آسمان را که با ابر سفید پوشیده شده بود در تحت لوای خود گرفته و بر تیرگی منظره می افزود . این روز یکی از روزهای اواسط برج قوس و روزی بس تیره و تاریک است . در خیابان ها که ازدحام مردم راه عبور و مرور را سد کرده از هر طرف غوغایی بلند است . گاهی تفنگدارهایی دیده می شوند که از ته خیابان سواره به سرعت آمده و می گذرند . گاهی قزاقهای سوار در حین عبور و مرور با زبان تعرض و دشنام به یک قسمت از جمعیت فشار آورده و آنها را از وسط خیابان به عقب می برند . زمانی با نوک شلاقهای خود سر و صورت بعضی ها را نواخته و گاهی نیز ته تفنگ ها را به سینه آنها آشنا می سازند . یک عده سوار بتاخت از منتهی الیه خیابان شرقیِ باغ پیدا شده به سمت بازار رفتند .
از هر جا زمزمه شنیده می شود مردم با یکدیگر برای دیدنِ سری که از تن جدا شده و می خواهند آن را واردِ شهر نمایند همهمه می کنند . عده ی دیگر در گوشه و کنار ایستاده این منظره ی رقت آور را نظاره و در زیر لب سخنی می گویند ؛صاحب سر که همین جمعیت روزی به سرش گل می ریختند و امروز انتظار تماشای آن را دارند مرحوم کوچک جنگلی است .کسی که قسمتِ اکثرِ زندگیِ خود را برای حفظ آزادی و خدمت به هموطنان به زحمت و مشقّت گذرانیده و متحمّل انواع صدمات گردید ودر آخرین دفعه بعد از عقب نشینی ممتد و عدم رغبت به جنگ، بالاخره و باتفاق رفیق خود گائوک به کوه پیمایی مشغول شد. تصادف با بوران و برف و طوفان گائوک را از پای درآورد و جسدش که هنوز رمقی در آن باقی بود روی برف افتاد . فقط کوچک خان باقی ماند ، او یکّه و تنها با قوایِ طبیعت مبارزه می کرد . گرسنه و برهنه و خسته و مانده متحیّر ایستاده نمی دانست چه بکند . نمی توانست حتی در این موقع رفیقِ نیمه جان خود را ترک کرده و به تنهایی رهسپار شود . ناچار گائوک را به دوش کشید و آنقدر رفت تا مغلوب و مسلوب الحرکة گردید .در این وقت چند نفر از مکاری ها از همان خط عبور می کردند ، به آنها برخورده و مرحوم کوچک خان را شناختند . یکی دو نفر به آبادی نزدیک شتافت و بقیه برای حال آوردنِ آن مرحوم کوشش می کردند اما تشنجاتِ مرگ کم کم  در اندامش پیدا بود و به اطراف نگاه های حسرت آمیز می نمود . مثل آنکه دیگر طاقت کشیدنِ بارِ زندگی را نداشت و این حیات که این همه مصائب برای او تهیه کرده در نظرش جلوه نمی کرد . می خواست زودتر خلاص شده و از این عالم رخت بربندد . باز هم در همین وقت عده ای از طالشها به معیت چند نفر قزاق که به تعاقب مشغول بودند به محل مذکور رسیدند و از واقعه مستحضر شدند و عوضِ آنکه کمک کرده آن مرحوم را نجات دهند تنها به امید انعام و جایزه و فرونشاندن آتش حرص و طمع سر را از قفا با تمام زنخ و یک قسمت لبِ زیرین از تن که هنوز قبض روح نشده بود جدا ساختند و چندی روی چوب گذاشتند و به مردم تماشا دادند و بالاخره تسلیم صاحب منصبان خود نموده و جایزه گرفتند و اینک امروز می خواهند آن را وارد شهر نمایند و نمونه ای از مدنیت و نجابت و مزایای اخلاقی ما را به معرض تماشا در آوردند .

بشر بی عاطفه برای منفعت موهوم خود از ارتکاب به هیچ نوع جنایتی روگردان نیست . آری امروز روزی است که سر مروحوم کوچک جنگلی وارد رشت می شود و آنهایی که سرمست باده ی فتوحات هستند می خواهند از تماشای آن لذتِ خود را تکمل و ضمناً عاقبت حق پرستی و حقیقت طلبی را به مردم ارائه کنند .

منبع : http://kochakejangali.ir

برج‌ خشتی دوره صفویه  دهستان شال مرمت شد

برج‌ خشتی دوره صفویه  دهستان شال مرمت شد

رئیس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان خلخال از پایان مرمت برج خشتی روستای شال واقع در این شهرستان خبر داد. 

علی درویشی، رئیس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان خلخال در بازدید از این اثر تاریخی گفت: برجهای خشتی شال مربوط به دوره صفویه است که کاربرد نظامی و دیده بانی داشته است.او با بیان اینکه  در داخل روستای شال سه برج با کاربری نظامی مطالعه شده است، افزود: یکی از برج ها نیمه سالم بوده و دو مورد دیگر از بین رفته است.

رئیس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان خلخال ادامه داد: بعد از اتمام مطالعات با مشارکت دهیاری شال و انجمن مردم نهاد[ گروه زاد بوم ] روستای شال و با نظارت اداره میراث فرهنگی شهرستان برج نیمه سالم مرمت شد.

او با بیان اینکه با این اقدام مقصد جدیدی برای گردشگران در خلخال تعریف شده است، اضافه کرد: روستای شال از روستاهای گردشگری شهرستان خلخال با بافت باارزش معماری بوده وحفظ بافت وتهیه طرح جامع از ضروریات میباشد و به دلیل واقع شدن در مسیر جاده کلور- درام از نظر گردشگری حائز اهمیت است.

منابع علمی و پژوهشهای انجام شده در خصوص زبان تاتی

منابع علمی و پژوهشهای انجام شده

در خصوص زبان تاتی 


‏1 - سرشناسه : ک‍ارن‍گ‌، ع‍ب‍دال‍ع‍ل‍ی‌، ‏ ۱۳۰۰ -‏  ۱۳۵۸.‏
‏عنوان و نام پديدآور : ت‍ات‍ی‌ و ه‍رزن‍ی‌: دو ل‍ه‍ج‍ه‌ از زب‍ان‌ ب‍اس‍ت‍ان‌ آذرب‍ای‍ج‍ان‌/ ت‍ال‍ی‍ف‌ ع‍ب‍دال‍ع‍ل‍ی‌ ک‍ارن‍گ‌.
‏مشخصات نشر : ت‍ب‍ری‍ز:‌ اسمعیل واعظ‌‌‌‌‌ پور‏ ،‌ ۱۳۳۳. 
‏مشخصات ظاهری : ‏ و، ۱۶۰ ص‌ : ن‍ق‍ش‍ه‌.
‏شابک : ‏ ۵۰ ریال (کاغذ معمولی)  ؛ ‏ ۶۰ ریال (کاغذ اعلی)
‏یادداشت : ک‍ت‍اب‍ن‍ام‍ه‌: ص‌. ۱۵۶ - ۱۵۹؛ ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ب‍ه‌ ص‍ورت‌ زی‍رن‍وی‍س‌.


‏2 - سرشناسه : طاهری، عباس۱۳۳۲ - ۱۳۹۴.
‏عنوان و نام پديدآور : بررسی گویش تاتی تاکستان / مولف عباس طاهری.
‏مشخصات نشر : تاکستان: سال‏ ، ۱۳۸۸.
‏مشخصات ظاهری : ‏ ۱۹۱ ص.  : جدول.
سرشناسه : کریمی، سیدعبدالحسین، ‏ ۱۳۳۲ - ‏
‏عنوان و نام پديدآور : تات‌نامه شماره ۱: تاتی شال شاهرود «شالرود» (پیشینه، دستور، لغت‌های در حال فراموشی، کنایات و ضرب‌المثل‌ها)/ نویسنده سیدعبدالحسین کریمی.
‏مشخصات نشر : تهران : موسسه آموزش عالی سوره‏ ، ۱۳۹۲.


‏3 - سرشناسه : ت‍راب‍ی‌، م‍ح‍م‍د
‏عنوان و نام پديدآور : ت‍ات‌ و ت‍ات‍ی‌/ ت‍راب‍ی‌، م‍ح‍م‍د
‏منشا مقاله : ، چ‍ی‍س‍ت‍ا، س‍ال‌ ۱۴، ش‌ ۸، ۹ ، (اردی‍ب‍ه‍ش‍ت‌، خ‍رداد ۱۳۷۶): ص‌ ۶۴۰ ـ ۶۴۷.
‏توصیفگر : ت‍ات‌ (واژه‌)
‏توصیفگر : ت‍ات‍ی‌ (گ‍وی‍ش‌)
‏توصیفگر : گ‍وی‍ش‍ه‍ای‌ آذرب‍ای‍ج‍ان‌


‏4 - سرشناسه : ع‍ب‍دل‍ی‌، ع‍ل‍ی‌
‏عنوان و نام پديدآور : ت‍ات‍ی‌ و ت‍ال‍ش‍ی‌، ب‍ازم‍ان‍ده‌ زب‍ان‌ م‍اد/ ع‍ب‍دل‍ی‌، ع‍ل‍ی‌
‏منشا مقاله : ، اطلاع‍ات‌، (۲۱ خ‍رداد ۱۳۸۲): ص‌ ۶.
‏توصیفگر : پ‍ژوه‍ش‌ه‍ای‌ زب‍ان‌ش‍ن‍اخ‍ت‍ی‌
‏توصیفگر : زب‍ان‌ه‍ای‌ ای‍ران‍ی‌
‏توصیفگر : گ‍وی‍ش‌ ت‍ات‍ی‌


5 - سرشناسه : نصیری زیبا، فریناز، ‏ ۱۳۴۲ -‏‏‏‏‏‏‏
‏عنوان و نام پديدآور : بررسی تاریخی- تطبیقی زبان های ایرانی شمال غربی ایران (تالشی، تاتی و گیلکی)/ تالیف فریناز نصیری‌زیبا؛ ویرایش معصومه دلنواز.
‏مشخصات نشر : تهران: فریناز نصیری زیبا‏ ،۱۳۹۵.


‏6 - سرشناسه : سبزعلیپور، جهاندوست، ‏ ۱۳۵۰ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : بررسی تطبیقی ساخت فعل در گویش‌های تاتی، تالشی و گیلکی/ تالیف جهاندوست سبزعلیپور.
‏مشخصات نشر : رشت: دانشگاه گیلان‏ ، ۱۳۹۱.
‏عنوان و نام پديدآور : بررسی زبان تاتی به عنوان یک زبان متفاوت از زبان ترکی آذری در منطقه‌ی ارسباران [پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه‌]/نگارش افسانه بیک‌زاده؛ استاد راهنما محمدعلی ترابی؛ استاد مشاور علی‌رضا قلی‌فامیان.
‏مقطع و رشته تحصیلی : ( کارشناسی ارشد): زبان‌شناسی همگانی.
‏محل و سال اخذ مدرک : اهر۱۳۹۲٬.


7 - سرشناسه : سبزعلیپور، جهاندوست، ‏ ۱۳۵۰ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : راهنمای گویش‌شناسی: (برای گویش‌های گیلکی، تاتی و تالشی)/ جهاندوست سبزعلیپور.
‏مشخصات نشر : رشت: فرهنگ ایلیا‏ ، ۱۳۹۵.
‏مشخصات ظاهری : ‏ ۱۸۹ ص. : مصور(رنگی)، جدول.
عنوان و نام پديدآور : دنیای تاتی[منابع الکترونیکی]: لوح آموزش زبان انگلیسی (۱)Taty world=Taty ABC
وحید ملایی, [۰۵.۱۱.۱۶ ۰۸:۱۳]
(1)/ [مدیر پروژه حجت احدی؛ کارگردان هنری غلامرضا رضایی‌نصیر؛ برنامه‌نویسی و انیمیشن فهیمه شاهی، علی حسن‌پور].
‏وضعيت نشر : تهران: شرکت تصویرپرداز رایانه‏ ، [۱۳xx].
‏مشخصات ظاهری : ۱ لوح فشرده: رنگی، باکلام‏ ؛ ۴/‏۳ ۴  اینچ.

 
8 - سرشناسه : اح‍س‍ائ‍ی‌، اح‍م‍د ب‍ن‌ زی‍ن‌ال‍دی‍ن‌‏ ، ۱۱۶۶ -‏۱۲۴۱ق.
‏عنوان و نام پديدآور : رساله حاج محمد ابرقویی[نسخه خطی]/احمد‌بن‌زین‌الدین الاحسائی
‏وضعیت استنساخ : اردبیل و کرمانشاهان: عبدالرحیم‌بن‌ولی اردبیلی، ۱۲۴۰/۱۲۳۵ق.
‏آغاز ، انجام ، انجامه : آغاز:بسمله،قال محمد المهدی الحاج الحرمین الشریفین الحاجی محمد الابرقویی شیخنا و مولانا اشکل علی مسائل...
انجام:... ان یقول لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله کلما عرض شیء ذلک فانه یذهب عنه.
‏مشخصات ظاهري : ۴۱۱برگ،(ص۲۳۰-۲۴۱)،۳۰سطر کامل،اندازه سطور:۹۵×۲۱۰؛قطع:۱۸۰×۲۹۵


‏9 - سرشناسه : سبزعلیپور، جهاندوست، ‏ ۱۳۵۰ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : زبان تاتی: توصیف گویش تاتی رودبار/ جهاندوست سبزعلی‌پور؛ [برای] دانشنامه‌ی فرهنگ و تمدن گیلان.
‏مشخصات نشر : رشت: فرهنگ ایلیا‏ ، ‏ ‏‏‏۱۳۸۹.
‏مشخصات ظاهری : ‏ ۱۳۷ص. : مصور، جدول.
‏فروست : دانشنامه‌ی فرهنگ و تمدن گیلان‏ ؛ ۳۱ .


‏10 - سرشناسه : سبزعلیپور، جهاندوست، ‏ ۱۳۵۰ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : زبان تاتی: توصیف گویش تاتی رودبار/ جهاندوست سبزعلی‌پور؛ [برای] دانشنامه‌ی فرهنگ و تمدن گیلان.
‏مشخصات نشر : رشت: فرهنگ ایلیا‏ ، ‏ ‏‏‏۱۳۸۹.
‏مشخصات ظاهری : ‏ ۱۳۷ص. : مصور، جدول.
‏فروست : دانشنامه‌ی فرهنگ و تمدن گیلان‏ ؛ ۳۱ .

 

ادامه نوشته

تسلیت درگذشت مرحومه توران کاووسی شال

انالله و اناالیه راجعون
متاسفانه باخبر شدیم توران کاوسی شال

مادر آقایان نجف قلی ومنوچهر و فرضی صیامی

دارفانی را وداع گفت. این ضایعه تلخ و غمگین را به

خانواده محترم  و بستگان آن مرحومه تسلیت

عرض می نماییم و برای آن مرحومه آرزوی

غفران الهی را داریم.روحش شاد

هزارنکته از هزار کتاب استاد عبدالحسین کریمی شال  - نکته 225

 هزارنکته از هزار کتاب استاد عبدالحسین کریمی شال  - نکته 225 

به نام خدا هزار نکته از هزار کتاب نکته ۲۲۵

سلام در امامزاده آقا " سیّد ابوالقاسم (ع) " شال، سنگی، مستطیلیِ کوچک، حدوداً قرمز رنگ، نگهداری می شد، هر گاه که، خشکسالی پیش می آمد، بزرگان و باورمندانِ شال در حالی که دعا می خواندند، به سوی امامزاده روانه می شدند. در امامزاده، طیِ مراسمی آن سنگ را داخلِ نهرِ ضلع جنوبیِ امامزاده می انداختند، و منتظر باران می ماندند. بعد چند لحظه، ابری در آسمان فراهم می آمد و باران می بارید. ÷ این طرز تفکّر، از باورهای مردم شاهرودِ ماست، و ریشه در تاریخ و فرهنگ ما دارد: در کتابِ " خُلد بَرین " نوشته ی میرزا محمّد یوسف واله اصفهانیِ قزوینی( تولّد ۹۸۸ هجری قمری )، در روضه ی( فصل ) ۶ و ۷ که اختصاص به تاریخ تیموریان و ترکمانان دارد، در صفحه ۵۹۷ این کتاب، در یکی از جنگ های تیمور وقتی که هوا به شدّت گرم شد. به دستور او( تیمور ) سنگی به نامِ " سنگ یده " را به کفِ دست گرفته، دعا خوانان، سنگ را به سوی آسمان گرفتند. هوا خنک شد و ابری تیره آسمان را فرا گرفت و باران شروع به باریدن کرد. ÷ در عصر صفویه، جهانگردی اهل عثمانیه ( ترکیه فعلی ) به ایران سفر کرده، حاصل سفرش سیاحتنامه ای است به نام " سیاحتنامه اولیاء چَلَبی ". چلبی وقتی به اردبیل می آید، در نزدیکی این شهر به چنین سنگی اشاره می نماید. ببینید: " از عجایب این شهر یکی این است که، در کنارِ راهِ اردبیل، نزدیک شهر، یک سنگِ استوانه ای شکل بزرگی هست که، از آهن سنگین تر است.... یک سنگِ صیقلی شده ی صاف و سیاه رنگ است. کَهَنه ی سابق، در روی این سنگ با خطِ عِبرانی بعضی خطوط حک کرده اند، و صورت یک نفر آدم در روی این سنگ نقش شده که، دست های خود را به آسمان بلند کرده، هنگامی که خشکسالی می شود، و باران کم می اید، اهالی شهر این سنگ را با زحمتِ زیاد حرکت داده به طرفِ شهر می آورند. و در این هنگام باران، شروع به باریدن می کند. تعجّب در اینجاست که، هر قدر سنگ به شهر نزدیک می شود، بارِش به همان اندازه شدید تر می شود. و بعد از آن سنگ را دوباره، غلطانیده به محلِ سابق خود می برند و بارش قطع می شود. " کَهَنه: کهنسالان ÷ خلاصه ی سیاحتنامه اولیاء چلبی را، آقای حاج حسین نخجوانی، به فارسی ترجمه نموده و در مجله ی دانشکده ادبیّات تبریز، شماره پاییز، سال یازدهم آن مجلّه چاپ شده است. این مطلب به اختصار از صفحه ی ۲۹۳ آن مجلّه نقل شد. ÷ امّا هدف از تحریر این نکته، دو مورد است: ۱. نمونه ی نقل شده از باور های ما مردم شاهرود است. اگر دوستان، نظیر این نمونه دارند یا از بزرگان قوم و پیران محل و خانواده شنیده اند، برای ثبت در تاریخ محلمان، برای این حقیر بفرستند تا، به نامِ خودشان در تات نامه ۳ که ان شاء الله با نام " باور ها و اسطوره های " شاهرود خواهد بود؛ بیاورم. ۲. امّا یادی از " سنگِ باران آورِ شال " در ابتدای نکته داشتم، اگر دوستی از آن سنگ که بسیاری از ما آن را دیده ایم، اطّلاع دارد، قدم پیس نهد، تا آن یا به موزه ی استان یا موزه ی شهرمان و یا در روستای بسیار باستانیِ شال ما نگهداری شود، زیرا این سنگ، هویت ده و بخشِ سرسبز و باستانیِ ماست. بدرود سید عبدالحسین کریمی شال ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ تهران