افسانه های تاتی  نیکی و بدی

افسانه های تاتی

نیکی و بدی

قسمت سوم

موقع رفتن برو به دره ی اول دو چشمه در کنار هم هستند۰در چشمه ی دوم دست و صورتت را بشور و بعد برو پیش گاوت خوشبخت میشوی۰زری نیز کلاف پشمی را بر داشت ۰از پیر زن خدا حافظی کردو رفت ۰وقتی به چشمه ی دوم رسید۰آبی نوشید و دست و صورتش را شست و به طرف گاوش رفت ۰ دید گاوش منتظرش است و غروب شده ۰زری با گاوش به خانه رفت ۰وقتی نا مادری اورا دید پرسید  تو در کوه چه میکنی که انقدر قشنگ و شاداب شده ای ؟ زری گفت من غیر از گاو چراندن و کلاف کردن کاری نکرده ام زری در دلش خوشحال شد که زیباتر شده است و حرص نا مادری را در اورده است۰خلاصه ان شب هم به کار هایش پرداخت .در یکی از روزها که زری گاورا به چرا برده بود ۰پسر حاکم نیز به شکار امده بود ۰زری را که دید یک دل نه صد دل عاشقش شد ۰ادرس روستا و منزل زری را پرسید بعد از چند روز به خواستگاری آمد و زری را با خود به دربار برد۰ عروسی مفصلی برای زری گرفت زری بعد از عمری محرومیت و سختی ۰به خوشبختی رسید و تنها دلتنگیش گاوش بود ۰نا مادری که دید زری اینگونه خوشبخت شده است ۰فکر کرد که بهتر است دخترش را نیز به کوه بفرستد تا شاید او نیز با پسر دیگر حاکم ازدواج کند دختر مغرور و افاده ای نا مادری نیز پذیرفت و گاو را به کوه می برد

ادامه دارد

مطالب فوق توسط آقای یعقوب داورپناه ازمعتمدین منطقه جنوبی بخش شاهرودخلخال(اندرق) تهیه شده است

مراسم درگذشت مرحوم سید افشین جلیلی شال

اطلاعیه

بمناسبت درگذشت شادروان سید افشین جلیلی شال مراسم سوم آن مرحوم روز دوشنبه 98/10/30 از ساعت 14:30 الی :16:00در مسجد جامع دهستان شال  و مراسم هفتم روز جمعه مورخه 98/11/04 از ساعت 15:00الی 16:30در حسینیه امام حسن عسگری (ع) واقع در رشت ؛ کوی فلاحتی ؛ پشت استانداری  منعقد خواهد شد

روحش شاد و یادش گرامی

تسلیت درگذشت مرحوم افشین جلیلی شال

 

انالله واناالیه راجعون

خانواده محترم جلیلی اندوه از دست دادن جوان چنان تلخ است که هیچ عبارتی را دراین مقام یارای مرهم نهادن نیست. تنها یاد خداست که می تواند دل پر درد شما را تسلی بخشد. درگذشت فرزند گرامیتان آقای افشین جلیلی شال را صمیمانه تسلیت گفته، برای شما صبر و برای آن عزیز سفر کرده رحمت بی کران الهی را آرزو داریم، امید که روح آن مرحوم آسوده و خرسند در حریم امن الهی آرام گیرد.

احداث تونل در جاده خلخال - اسالم قطعی شد

امام جمعه خلخال: احداث تونل در جاده خلخال - اسالم

قطعی شد

امام جمعه خلخال: احداث تونل در جاده خلخال - اسالم قطعی شد

اردبیل _ ایرنا _ امام جمعه خلخال گفت: اجرای پروژه احداث تونل در راه ارتباطی خلخال - اسالم در استان گیلان قطعی شده و اعتبار اجرای این پروژه از محل اعتبارات سفر اخیر رییس‌جمهوری به استان اردبیل تامین می‌شود.

حجت‌الاسلام کریم اسدی در خطبه‌های نماز جمعه خلخال با تقدیر از تلاش و پیگیری‌های نماینده مردم این منطقه در مجلس ، فرماندار خلخال و استاندار اردبیل برای تحقق یکی از خواسته‌های به حق مردم منطقه در احداث تونل در مسیر جاده کوهستانی و همیشه برف‌گیر خلخال - اسالم افزود: با تخصیص ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار عملیات اجرایی این پروژه بزودی آغاز می‌شود.

او اظهارداشت: با احداث یک دهنه تونل در این مسیر کوهستانی گردنه صعب‌العبور الماس برای همیشه حذف و هشت کیلومتر از طول مسیر راه نیز کوتاه‌تر می‌شود.

افسانه های تاتی نیکی و بدی

افسانه های تاتی

نیکی و بدی

قسمت دوم


زمان میگذشت ولی برای زری به سختی زری بزرگ شدومدام این کارش بودو غروب ها هم که از کوه میامد کارهای مانده ی خانه را طبق دستور باید انجام میدادتا پاسی از شب گذشته دوک ریسی میکرد تا نخ های پشمی رشته شده را به صحرا ببرد گیج خواب میشد ولی جرات نمی کرد به نامادری بگو ید خوابم گرفته۰نا مادری دختری به دنیا اورد و تمام زندگیش شده بود مراقبت از بچه ۰ همینکه زری از کوه میامد باید بدون چون و چرا کار های خانه را انجام میداد و کهنه ی بچه را میبرد در رود خانه می شست و مرغها را در لانه میکرد و شام را اماده میکرد ۰دختر بچه هم که بزرگ شد بلای دیگری شد برای جان زری مدام اورا اذیت میکرد و دستور میداد واز او کار میکشید نا مادری ازاین کار دخترش بسیار خوشحال میشد۰ آری زری زندگی سختی را می گذراند و به تنهایی خودش گریه می کرد فقط و فقط گاو مونس زری بود برای گاو دردو دل میکرد گاو هم فقط زُل میزد به او نگاه میکرد۰ تا اینکه یکروز باد شدیدی میوزید زری مشغول کلاف کردن نخها بود که یکی از دَخچِگ هارا باد برد زری هم پشت سرش میدوید آن دَخچِگ در گودالی افتاد۰زری هم به دنبال ان داخل گودال پریددید در کنار گودال درِ بزرگی باز است کنجکاو شد به داخل رفت دید پیر زنی انجا نشسته زری ترسید سلامی به پیر زن کرد پیر زن گفت از کجا میایی  گفت باد این بلا را سَرِ منآورد گفت اشکال ندارد دو سوال از تو میپرسم اگر درست جواب بدهی میتوانی بروی و گر نه باید اینجا بمانی زری با ترس و لرز گفت چشم ۰گفت خانه ی مرا پسندیدی زری گفت اری خیلی خوب است ما چنین خانه ای نداریم۰گفت بیا نزدیک و سَرِ مرا نگاه کن و ببین چطور است زری روسری پیر زن را بر داشت دید سَرِ پیر زن پر از رِشک و شپش است ۰ پیر زن گفت سَرِ من تمیز است یا سَرِ مادرت زری گفت سر تو تمیز تر است و تو مهربانی خوش اخلاقی نا مادری من اصلا مهربان نیست بعد از این تعریف و تمجیدها پیر زن میگوید من از زندگی تو خبر دارم.

ادامه دارد

مطالب فوق توسط آقای یعقوب داورپناه ازمعتمدین منطقه جنوبی بخش شاهرودخلخال(اندرق) تهیه شده است

اطلاعیه مراسم بزرگداشت سپهبد شهید سلیمانی در روستاههای همجوار شال

اطلاعیه مراسم بزرگداشت سپهبد شهید سلیمانی

در روستاههای همجوار شال

اطلاعیه برگزاری مراسم بزرگداشت سپهبد شهید سلیمانی و همرزمان شهیدش در شال

اطلاعیه

 بسم الرب شهدا والصدیقین

به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی و هم رزمان دلیرشان مراسم بزرگداشتی در مرکز دهستان شال برگزار می گردد

زمان: چهارشنبه مورخه 98/10/18 از ساعت 15 الی 16:30 عصر

مکان: مسجد جامع دهستان شال

از طرف دهیاری و پایگاه مقاومت بسیج دهستان شال

 

تسلیت شهادت حاج قاسم سلیمانی

(فیلم و تصویر) شیون زنان کهگیلویه و بویراحمد در سوگ سردار سلیمانی / با شهادت مالک اشتر خون عالم اسلام به جوش آمد

انا لله و انا الیه راجعون
شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را به محضر حضرت ولی عصر(عج) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و محضر خانواده معزز ایشان و همه ملت غیور و همیشه درصحنه و شریف ایران وجهان اسلام تبریک و تسلیت عرض می نمایم 

 

افسانه های تاتی  نیکی و بدی

افسانه های تاتی

نیکی و بدی

قسمت اول


روزی بود و روزگاری  جوان روستایی ازدواج کرد و زندگی مستقلی تشکیل داد
و یک راس گاو زرد هم که پدرش به او داده بود برایش یک سرمایه بود
برای مردم کار میکرد و چرخ زندگیش را می چرخاند۰بعد از یکی دو سال صاحب فرزند دختری شد و اسمش را زری گذاشت و خیلی خوشحال بود زیرا این بچه تحول و امیدی در زندگیشان بوجود آورد کم کم بزرگ شد تا جاییکه روزها گاو را از طویله بیرون میکرد و شبها در طویله می بست ۰ مادر دختر بچه بیمار شد بعد از مدت کوتاهی از دنیا رفت ۰
با مرگ این خانم زندگی مرد خانه دگر گون شد ۰چند ماه بعد به پیشنها د اقوام برای گذراندن زندگیش با یک خانم دیگر ازدواج کرد۰
زری کو چولو با یک نا مادری روبرو شدکه
خیلی نا مهربان و بداخلاق بود ۰
اول صبح که زری از خواب بیدار میشد بعد از تمیز کردن طویله و بستن گاو در جلو منزل مرغها را از لانه بیرون میکرد و به انها دان می داد  سپس منزل و دالان را به دستور نا مادری جارو می زد۰
تِکّه نانی بر میداشت و با گاو زردش که زری صدایش میکرد به کوه می رفتند ۰
نا مادری برای اینکه در کوه هم زری بیکار نماندچند عدد ( دَخچِگ) به او میداد تا انها را کلاف کند( پشمی را که با دوک رِشتِه بودندوان نخها در میله ی فلزی دوک روی هم انباشته میشد بعد انرا بصورت گِرد و توپ در می اوردند۰
این بچه ی محروم از دست نا مادری به ستوه امده بود
همینکه گاو را به چراگاه میرساند مینشست ان پشم های رشته شده را میپیچید ۰ ان هم کار ساده ای برای بچه نبودمدام گریه میکرد و با گاوش درد و دل میکردو گاو هم با زری انس گرفته بود
ودر صحرا جای دور نمی رفت موقع استراحت میامد نزدیک زری میخوابید۰
برای زری کوچولو مونس و همدمی شده بود....

ادامه دارد

مطالب فوق توسط آقای یعقوب داورپناه ازمعتمدین منطقه جنوبی بخش شاهرودخلخال(اندرق) تهیه شده است

پاتانی

پاتانی

ﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﺸﻤﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻭ ﻫﻨﺮﻫﺎﯼ ﺩﺳﺘﯽ ﺯﻧﺎﻥ شاهرود ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻘﺶﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻭﺷﺒﯿﻪ ﻧﻘﻮﺵﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ  ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﻁ شاهرود ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻓﺼﻠﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺑﺎﻓﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﯿﻞﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩﯼ ﺑﺎﻓﺘﻨﯽ ﭘﺸﻢ ﻭ ﮐﺎﻣﻮﺍ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻣﺎً ﭘﺸﻢ ﺑﻮﺩ ﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻄﻮﺭ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺁﯾﻨﺪ ﺭﯾﺴﻨﺪﮔﯽ ﻭ ﺭﻧﮕﺮﺯﯼ ﻣﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻝﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻧﮑﻪ ﻧﺦ ﺭﯾﺴﯽ ﻭ ﺭﻧﮕﺮﺯﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻄﻮﺭ ﺳﻨﺘﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺷﻮﮐﺎﻣﻮﺍﯼ ﺭﻧﮕﯽﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﭘﺸﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺩﺭ  ﻣﻨﻄﻘﻪ شاهرودﺑﻪﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﺸﻤﯽ ﭘﻮﺋﻪ ﮔﻮﺭﯼ ﻭ  ﭘﺎﺗﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨد

ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﻨﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﺍﺏﻫﺎ
✅ ﭘﺸﻢﭼﯿﻨﯽ، ﺷﺴﺘﺸﻮﯼ ﭘﺸﻢ، ﺣﻼﺟﯽ ﭘﺸﻢ ‏( ﭘﺸﻤﻪ
ﺁﺯﻧﯽ ‏) ،

ﺭﯾﺴﻨﺪﮔﯽ، ﺗﺎﺑﯿﺪﻥ، ﮐﻼﻑ ﮐﺮﺩﻥ، ﺭﻧﮓ ﮐﺮﺩﻥﻭ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺦ .

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻓﺖ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﺸﻤﯽ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﻣﯿﻞ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﺯﺟﻨﺲ ﻣﺲ ﯾﺎ ﻣﻔﺘﻮﻝ ﻇﺮﯾﻒ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ .ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﭘﺎﺷﻨﻪ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺪﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺴﺘﻦﺩﻭﺭ پا ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ .

ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﺍﺏﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺷﯿﻮﻩ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ :
✅ﺷﯿﻮﻩ ﺍﻭﻝ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥمردَکَ  ﮔﻮﺭی ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ .
ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﺍﺏﻫﺎ ﺳﺎﻕﺑﻠﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺑﺎ ﺩﻭﺑﻨﺪ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﮔﺮﻩ ﺯﺩﻩﻣﯽﺷﻮﻧﺪ
✅ﺷﯿﻮ ﺩﻭﻡ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ پاتانی ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﯿﻮﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺗﺎ ﻣﭻ ﭘﺎﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﻮﺷﺎﻧﺪ  

تسلیت درگذشت مرحوم مرز علی واحدی دشت اندر

انا لله و انا الیه راجعون

با کمال تأسف باخبر شدیم مرز علی واحدی  دشت اندر

داماد مرحوم غلامعلی جباری شال دار فانی را وداع گفت.

این مصیبت را به خانواده محترمشان تسلیت عرضمی نماییم 

و از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت و برای خانواده

محترمشان صبرجمیل مسئلت می نماییم