درگذشت مادر عزیزم نساء شکری

انالله و انا الیه الراجعون
بدینوسیله درگذشت مادر عزیزتر از جانم مرحومه نساء شکری را به اطلاع می رسانم ؛ امیدوارم روح بلندشان با مادر پهلو شکسه حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها محشور گردد . ان شاالله

انالله و انا الیه الراجعون
بدینوسیله درگذشت مادر عزیزتر از جانم مرحومه نساء شکری را به اطلاع می رسانم ؛ امیدوارم روح بلندشان با مادر پهلو شکسه حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها محشور گردد . ان شاالله
نقش فروهر(فرکاویانی) بر روی کلاهخود باستانی شال.
نشانی از تمدن باستانی در روستای تات زبان شال در بخش شاهرود خلخال
نقش فروهر (فر کاویانی ) بر روی کلاهخود باستانی شال.
در کاوش های باستانشناسی اسفند ۹۸ در سایت باستانی "چاله دیم " شال علاوه بر کشف جام ۳۰۰۰ ساله شال و صدها قطعه شی دیگر باستانی یک کلاهخود فلزی بسیار زیبا هم بدست آمد که در نوع خود منحصر به فرد است .
در میان نقوش زیبای این کلاخود نقش فرَوَهر یا فر کاویانی جلب نظر می کند که نشان از قدمت و اصالت این شی باستانی دارد.
فرَوَهر (به اوستایی: فَروَشی)، (به پارسی باستان: فَرورتی) یکی از نیروهای مینُوی (در برابر گیتیگی) است که به باور مزدیسنان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنان، به عالم بالا رفته و پایدار میماند. این نیروی معنوی (مینوی) که میتوان جوهر حیاتش نامید، ازلی و جاودانی و فناناپذیر است. «فَرَوَشی» یا «فروهر» در قامت آموزه به طور جدی در متون زرتشتی نمود یافته و پرورده شده است.
نقش فروهر کلاهخود شال ( تصویر ۴ در اسلاید اول) شباهت بسیار زیادی به نقش فروهر در تمدنهای هندواروپایی زبان منجمله هیتی ها (۱۱۸۰ - ۱۶۰۰ پیش از میلاد ؛ تصویر شماره۳ در اسلاید اول) و میتانی( ۱۳۰۰ - ۱۵۰۰ پیش از میلاد؛ شماره ۲ در اسلاید اول) دارد .
این نماد در دروره هخامنشی هم به وفور بکار رفته است( شماره۱ در اسلاید اول )
این آثار بصورت حرفه ای و در مدت چندیک هفته از دل خاک بیرون آورده شدند کاری که حفار غیر مجاز در چند دقیقه یا ساعت می تونست انجام بده ! که نتیجه فاجعه آمیز آن علاوه بر خروج این آثار ارزشمند از کشور، باعث تخریب و از بین رفتن بسیاری از آثار زیبای تاریخی در زیر ضربه های بیل و کلنگ غارتگران می گردید ! فاجعه ای که خوشبختانه برای این آثار بوجود نیامد.
منبع: توئیت شالجان
تکم گردانها پیش قراولان نوروز
تکم چیها از سالها پیش در خطه زنجان، آذر بایجان و اردبیل ؛در ایام نزدیک به نوروز درب خانهها را زده و بلافاصله با باز شدن درب منازل؛ با به حرکت در آوردن تکم اشعار ساخته خود را با آواز و ضرب آهنگ تکم نجوا کرده و شادی و شور و شعف و مژده آمدن بهار را به خانههای مردم هدیه میکردند
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از زنجان ؛از نمایش واره های بومی که در آذربایجان و زنجان مرسوم بوده تکم گردانی است که تشریح جنبه های فلسفی آن در جامعه سنتی آذربایجان به خصوص اردبیل و زنجان تا حد قداست پیش رفته و یکی از مراسماتی است که با تأثیرپذیری از بازیهاو باورهای منطقه ای شکل گرفته و قوام یافته است
تکم خوانی نیز یکی از آـیین های نمایشی استان زنجان است که در آستانه ی عیدنوروز برگزار می شود و تکم خوان نیز با خواندن اشعاری آهنگین شادی و شعف را به مردم هدیه می کردند .
تکم یک کلمه ی ترکی است و از دوجزء "تکه"و"م" تشکیل شده است که تکه به معنی بز نر قوی هیکل است که سردسته ی گله بوده و گله را به چراگاه راهنمایی می کند و" م "ضمیر دوم شخص مفرد است که در کنار هم به معنی بز نر قوی هیکل من است .
تکم خوانی یا تکم گردانی که اصطلاحاً به آن تکم اویونی و یا تکمچی اویونی نیز می گویند مراسمی است که تا گذشته های نه چندان دوری در اواخر ماه اسفند اجرا می شده و باز هم تکیه بر بازی فردی و مهارتها و شگردهای شخصی بازیگر در ترکیبی از روایت رقص و آواز بوده است.
تکم شیطانکی بود از چوب و به شکل بز که بر روی چوبی به درازای نیم متر تعبیه شده بود و این چوب از صفحه ای عبور می کرد و در زیر صفحه در دست تکمچی قرار می گرفت و تکمچی با بالا و پایین بردن آن و حرکت دادن توأم با آواز ریتمی آهنگین ایجاد می کرد و همراه با آن آواز می خواند و نیز می رقصید و پایکوبی میکرد.
شیطانک بز را با انواع زینت آلات تزیین می کردند با پارچه سبز و یا قرمز مخملی می پوشاندند زنگوله و آیینه از طرفین شیطانک آویزان می کردند و خلخال به پایش می بستند و گردن آویزی به گردنش.
این بز(تکه) با این مشخصات بزی بود قهرمان مبشر و راهنما که گله را به مرتع سبز هدایت می کرد و آنها را از کوره راهها و سنگلاخها عبور می داد تا به سبزه زار هدایتشان می کرد
به هر صورت تکم گردانی با رقص شیطانک و آواز خود تکم گردان نوید آمدن بهار و نو شدن و جوان شدن طبیعت را میدهد و مردم بالاخص روستاییان را به جهش و حرکت و امید وامی داشت.
نمونه هایی از اشعار تکم چی ، بهار آمد بهار آمد خوش آمد ، علی با ذوالفقار آمد خوش آمد ، گل و نسرین به باغ آمد خوش آمد ،سیزون بوتازه بایراموز مبارک آیوز ، ایلوز ، هفتوز ، گونوز مبارک
برنج آرده حلوا(حلوای برنجی)
این شیرینی از شیرینی های رایج در مردم تات زبان بخصوص در زمان های گذشته می باشد.که بخصوص در اعیاد ، عید نوروز و مراسم عروسی توسط بانوان محلی تهیه می شده است.
طرزتهیه:
(دراینجا مقدارمواد برای تهیه ی حدود2کیلو حلوا میباشد)
مواد لازم:
۱.آردبرنج 2کیلو
۲.آب:یک لیتر(8لیوان)
۳.شکر:1کیلو
۴.جوهرلیمو(تالشی:زا):یک قاشق مربا خوری
۵.روغن جامد:یک قاشق بزرگ
۶.زیره:به مقدار دلخواه
۷.مغز گردو یا پسته یا بادام برای تزئین
نکته:نسبت آرد به شکر 2 به 1است.
ابتدا آرد را تفت داده بطوری که خامی آن گرفته شود.درظرفی دیگر شکر را با آب مخلوط کرده و روی حرارت قرار داه تا بجوشد ، کمی بعد از جوشیدن جوهر لیمو را اضافه کرده . بحدی بجوشد که غلظت ملایمی به دست آورد.در آخر روغن را به آن میفزاییم . حالا صبر می کنیم تا خنک شود. هنگامی که ولرم شد آماده برای شروع کار است.دریک ظرف بزرگ(ترجیحا تشت) آرد را ریخته و مایع راکم کم اضافه میکنیم پودر زیره را میتوان از اول با آرد مخلوط کرد یا به صورت لایه ای همراه پودر گردو وسط حلوا قرار داد..وقتی خمیر کامل ورز داده شد،آن را در ظرف پهن می کنیم.روی آن رامیتوان بر حسب سلیقه تزئین نمود. و در پایان با چاقو حلوا را به صورت لوزی برش می زنیم.
به نام خدا
هزار نکته از هزار کتاب
نکته ۶۱۰
سلام
خلخال بر اساس اسناد تاریخی و دیدگاه خاورشناسان
یکی از منابع تاریخی با موضوع های متنوّع، کتاب " زینت المجالس "' تالیف مجدالدّین محمّد بن ابی طالب الحسینی الحائری در قرن ده و اوایل قرن یازده هجری قمری است، یعنی؛ عصر شاه عبّاس صفوی.
مجدالدّین گاه شعر هم می سرود، " مجدی " تخلص می کرد.مجدالدّین بیش از هر نویسنده ای، به وصف خلخال و فیروزآباد پرداخته، او در صفحه ۷۸۰ تاریخش می نویسد: " خلخال شهری وسط بوده، و اکنون علم ولایتی شده، که قریب صد موضع باشد.
در قدیم الایّام، بر سرِ گریوه ی ۱ خلخال که از بلندی به آسمان دمِ مساوات می زند، چنانکه اثیر( اثیر الدّین اخسیکتی ) گوید: گه کرده خشک، سینه ی مطنجنه۲ مه برده، سر گریوه ی او مهمان شهری بوده، فیروز آباد نام، که حاکم نشینِ آن دیار بوده است، و حاکم آنجا را قاجریان می گفتند، و بعد از خرابی فیروز آباد، خلخال حاکم نشین شد، و اکنون نیز خرابست، و در آن ولایت دره ایست به طرف آفتاب، روی آن چشمه ایست که آبش به تابستان یخ می بندد، و به طرف نسا۳، چشمه ایست، که بیضه۴ در آن می پزد، و در یک فرسخی خلخال، کوهیست چون دیواری راست، بالا رفته، مانند کوه بیستون، بلندی آن دویست گز باشد، و از فرازش به شکل مخرجه کوهی تقریبا؛ یازده گز بیرون آمده، و آن مخرجه ذهابست۵، و لایزال۶ قطرات از آن فرو می ریزد، چنانکه دو آسیاگردان آب از آن قطرات حاصل می شود.
بنیاد زرع خلخال آز آن آبست، و در آن حدود، علفزارهای نیکو است، و ماست در آنجا چنان می بندد، که به کار می برند. "
زینت المجالس، تالیف۱۰۰۴ هجری، صفحه ۷۸۰
این تاریخ خواندنی با نثری روان و شیوا، به کوشش احمد احمدی، توسط انتشارات کتابفروشی سنایی، در اردیبهشت ۱۳۴۲ شمسی منتشر شده است.
۱. گریوه: در تاتی گیروه، بند، در گویش تالشی گیریه، به راه های باریک و سخت گذر گویند.
۲. مُطنجته: نوعی غذا، گوشت بریان و یا آبگوشت
۳. نسا: جایی که سایه است، و آفتاب کم به آن می تابد.
۴. بیضه: تخم مرغ
۵. ذهاب: آبریز، محلی که آب از آن می تراود.
۶. لایزال: ناتمام، در اینجا بلاانقطاع
تنهایی ها را با کتاب پر کنیم.
بدرود
سیّد عبدالحسین کریمی شال
۱۳۹۹/۸/۲۸ شال
برای روز جهانی زبان مادری
زبان مادری معیاری برای هویت فرهنگی
کسانیکه که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار زمینه نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند چرا که کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند.
مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند[1]. هر کودک (فرد 5-6 تا 17-18 سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد.
از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی یا ترکمنی است، فرصت یادگیری بیشتری به دست میآورد.
آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.
از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.