من شالیم


به اصل من خوب بنگر

من از دیارشالم

از قوم تات بزرگ

من شاهرودیم 

 به وقت جنگ نبرد کنم

به وقت صلح درسازشم

اهل دل و وطن پرست

اهل تلاش و کوششم

مهربان و صادقم من

خوب و بامرام

برای خوب بودن من

هرگز  سرزنشم مکن

دشمن خود را خار کنم

 روزگارش را تار کنم

تنم بُوَد از گل و خاک

اما بوقتش آتشم

به دنیا ثابت کرده ام

که من در پی آرامشم

با افتخار و سربلند

میگم که من یه شالیم