خاطره زیبای آقای کریم خالص زاده شال ازشهید رمضان ماه پسند شال
خاطره زیبای آقای کریم خالص زاده شال از
شهید رمضان ماه پسند شال به مناسبت سالگرد
شهادت این شهید بزرگوار
روحت شاد رفیق ؛دوست وهمسایه وهمکلاسی خوبم که ملکوتی شدند . روزی با موتور از قشلاق دیز عبور می کردم شهید مرسل عباسزاده را سعادتی شد تا به شال بیاییم همین که سوار موتور شد از شهید ماه پستد سخن بمیان آوردند که حالا شده بودیم 3یار دبستانی بهم گفت من تو یکی از بیمارستانهای تبریز پرستار بودم ومجروحین جنگی را به آنجا می آوردند این شهید عزیز با حسرت میگفت وقتی تو بخشها سر میزدم یهو دیدم یکی با صدای ضعیفی اسم مرا به زبان میاره سریع به سمت صدا رفتم دیدم شهید رمضانه از دیدن هم تو شهر غریب حالت عجیبی بهم دست داد و مرتب بر بالینش میرفتم که خیلی تلاش کردم تا ایشان را به تهران اعزام کنیم چون چند گلوله متأسفانه به شکم ایشان اصابت کرده بود و کار را فوقالعاده سخت کرده بود وایشان بسیار تأسف میخورد که همگام با اعزام به تهران شهید دوام نیاورد و آسمانی شد . روح هر دو عزیز ملکوتی شاد
السلام علیک یا سید ابوالقاسم