یادداشتی از استاد عبدالحسین کریمی شال به مناسبت درگذشت مرحوم قربانعلی قلیزاده شال
یادداشتی از استاد عبدالحسین کریمی شال به مناسبت درگذشت مرحوم قربانعلی قلیزاده شال
به نام خدا
" پیر مرد چشم ما بود. "
پیر مرد آینه ی تمام نمای قامت
خوش اندامِ ولایت ما بود.
پیر مرد شناسنامه ی ما بود.
پیر مرد سیرتش همچون
صورتش لاله گون بود.
زلال و ناب و بی غش
گویی آبشخور از چشمه سارهای
بکرِ خالیان داشت، و
صلابت قلّه بلند " کَسیان " داشت.
در سینه خاطراتِ از دیده و شنیده ه
بسیار داشت.
از بندر عبّاس تا بندر شاه،
از شمال تا جنوب
از ارّه کشی هایش خاطره ها
می گفت
از دیده ها و دانسته هایش
که همه برای ما دانستنی و پند آموز،
تازه و شنیدنی و غریب بود
او حافظه ی ولایتمان بود.
قدر می دانست، و قدر شناس بود.
سوادش گر اندک یا نبود،
امّا آنچه دیده و شنیده، در خاطر داشت؛
امانتمندانه بود.
پیران را باید قدر دانست
و بر صدر شان نشاند.
این اواخر
اندام تکیده اش، بر عصای چوبی
سنگینی می کرد
پیران شناسنامه ی هستند.
پیران را باید قدر دانست،
و بر صدر نشاند.
آن هنگام که در هوای دم کرده یِ نیمه شرجی ولایت،
عرق کرده، تصنیف " ارّه کشان " با دمِ هوا و باز دم
خاشاک ارّه از سینه بیرون می داد،
تماشایی بود،
و حماسی
خدایش بیامرزاد
که در تصنیف های تات نامه ها
و بسیاری از ضرب المثل های آن کتاب ها
او رمز گشایی کرد.
یادش گرامی
روحش شاد
کربلایی قربان قلی زاده
سیّد عبدالحسین کریمی شال
۱۳۹۸/۱۱/۱۸ تهران
السلام علیک یا سید ابوالقاسم