چمن دل شیشه قلــیون نزانی
چمَن دل بـی ت حیران نـزانی
چندین وقت پریـــشان نـزانی
اشته شییَن نه معلوم نه آمـن
اشته خانــی دلــم خون نزانی
تـرا چشم انتظاریم از بــــهاری
الان آمـه زمســـتان ت نـــزانی
ت که راحتنَن شای دل بچاکنی
چمن دل شیشه قلــیون نزانی
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم بی تو سرگشته و حیران
چندین وقت که پریشان ولی تو نمی دانی
نه رفتنت معلوم نه آمدنت
دلم از کارات خون ولی تو نمی دانی
از بهار من چشم انتظارتم
الآن فصل زمستان
دل شکستن برای تو کاری نداره
دل من هم که مثل شیشه قلیان ولی تو نمی دانی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 20:51 توسط A125
|
السلام علیک یا سید ابوالقاسم